خانه
آرشيو
پست الكترونيك

جلوه های زيبايی

محفل دل

شب تاريک و بيم موج و ...

نگاه بعدی

رهاب

شرح اين قصه جانسوز نگفتن تا کی؟

ساده اما ... صادقانه !

به اميد فردای بهتر

اشوزرتشت

پرشين‌بلاگ

۱۳۸٩/٦/٢٠

زمان

هر ثانیه که میگذرد چیزی از تورا با خود میبرد
زمان غارتگر غریبی است....
همه چیز را بدون اجازه ام میبرد
وتنها یک چیز را همیشه فراموش میکند
احساس دوست داشتن تورا....؟؟؟


پيام هاي ديگران ()

تندیس


۱۳۸٩/٥/٢٠

آموخته‌ام که ....

آموخته ام که :
آموخته ام که با پول می شود خانه خرید
ولی آشیانه نه، رخ...تخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه،
می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه،
دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره می
توان قلب خرید، ولی عشق را نه.


آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که
به من می گوید: تو مرا شاد کردی


آموخته ام ...
که مهربان بودن، بسیار مهم تر
از درست بودن است


آموخته ام ... که
هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت


آموخته ام ... که
همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم


آموخته ام ...
که
مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه
ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن
باشیم


آموخته ام ... که
گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن
دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی


آموخته ام ...
که
راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین
چیز در بزرگسالی است


آموخته ام ...
که
زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می
شویم سریعتر حرکت می کند


آموخته ام ...
که
پول شخصیت نمی خرد


آموخته ام ... که
تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند


آموخته ام ...
که
خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من
بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم


آموخته ام ... که
چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد


آموخته ام ... که
این عشق است که زخمها را شفا می دهد، نه زمان


آموخته ام ...
که
وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد


آموخته ام ... که
هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم


آموخته ام ... که
زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم


آموخته ام ... که
فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده
ما را تصاحب خواهد کرد


آموخته ام ...
که
آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش
دارم


آموخته ام ... که
لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد


پيام هاي ديگران ()

تندیس


۱۳۸٩/۳/۱٥

دل

دل من آینه ایست٬
عکس روی تو در آن.

گرچه هر بار به غفلت
‌ تو شکستی آن را
                          اما

صد بار فزون تر شده ای
در
دل صد پارهء من.


پيام هاي ديگران ()

تندیس


۱۳۸٩/٢/۱٦

شعاری برای زیستن

حرمت اعتبار خود را
هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران
مشکن
که ما هر یک یگانه ایم
. موجودی بی نظیر و بی تشابه

و آرمانهای خویش را
به مقیاس معیارهای دیگران
بنیاد مکن

تنها تو می دانی که « بهترین » در زندگانیت
. چگونه معنا می شود

از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است
آسان مگذر

بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که
در زندگی خویش
که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را
. از دست می دهد

با دم زدن در هوای گذشته
و نگرانی فرداهای نیامده
زندگی را مگذار که از لابلای انگشتانت فرو لغزد
. و آسان هدر شود

هر روز، همان روز را زندگی کن
. و بدین سان تمامی عمر را به کمال زیسته ای
و هر گز امید از کف مده
آنگاه که چیز دیگری
. برای دادن در کف داری

همه چیز در همان لحظه ای به پایان می رسد
. که قدمهای تو باز می ایستد

و هراسی به خود را مده
از پذیرفتن این حقیقت که
هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد

تنها پیوند میان ما
. خط نازک همین فاصله است
،برخیز و بی هراس خطر کن
. در هر فرصتی بیاویز
«و هم بدینسان است که به مفهوم « شجاعت
. دست خواهی یافت

آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت
عشق را از زندگی خویش رانده ای
عشق چنان است که
هر چه بیشتر ارزانی داری
سرشارتر شود
و هر گاه که آن را تنگ در مشت گیری
آسان تر از کف رود
. پروازش ده تا که پایدار بماند

رؤیاهایت را فرومگذار
که بی آنان زندگانی را امیدی نیست
. و بی امید، زندگی را آهنگی نباشد

از روزهایت شتابان گذر مکن
که در التهاب این شتاب
نه تنها نقطه ی سرآغاز خویش
. که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی

زندگی مسابقه نیست
و تو آن مسافری باش
که در هر گامش
. ترنم خوش لحظه ها جاریست
####################
Nancye Sims
نانسی سیمس
... از کتاب: بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید


پيام هاي ديگران ()

تندیس


۱۳۸٩/۱/٢۱

...



۱۳۸۸/۱٢/٢٩

سال نو مبارک

نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی

که  بسی  گل  بدمد  تو  در  گل  باشی

من نگویم  که کنون با که نشین و چه بنوش

که تو خود دانی اگر زیرگ و عاقل باشی



پيام هاي ديگران ()

تندیس


۱۳۸۸/۱٢/۱٤

سیب

 

شعر زیبای حمید مصدق و پاسخ زیبای فروغ فرخ زاد در شعر معروف سیب

 

 

 

”’حمید مصدق خرداد ۱۳۴۳″

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

 

جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق

من به تو خندیدم

چون که می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم


پيام هاي ديگران ()

تندیس


۱۳۸۸/۱٠/۱٠

دلتنگی

دلم برای روزهای گذشته تنگ شده ، آرزوی اون روزهای پاک و زیبا رو دارم ، اون دلهره ها و دوست داشتنهای پنهانی که با خجالت همراه بود و ... .


پيام هاي ديگران ()

تندیس


۱۳۸۸/٩/۳

تنهای

نمی دونم از کجا شروع کنم .

همه آدمها یک جورهای تنها هستن ، من این تنهای رو دوست دارم و برای تنهایهای خودم می نویسم ، و از تنها بودنم لذت می برم ، تنها بودن مثل عاشق شدن می مونه ساکت و زیباست .

همهء آدمها توی عمق وجودشون یک جورهای تنها هستن ، چی می شه تنها می شیم ؟ آدمهای بدی هستیم ؟ دنیا بده ؟ یا مردم دوست ندارن با آدمهای تنها باشن ؟

راستی شما هم تنها هستین ؟ این تنهایی رو دوست دارین ؟



پيام هاي ديگران ()

تندیس


۱۳۸۸/۸/٥

سنجاقک

گاه یک سنجاقک
به تو دل می بندد
و تو هر روز سحر
می نشینی لب حوض
تا بیاید از راه
از خم پیچک نیلوفرها
روی موهای سرت بنشیند
یا که از قطره آب کف دستت بخورد
گاه یک سنجاقک
همه معنی یک زندگی است .


پيام هاي ديگران ()

تندیس


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]